معين الدين محمد زمچى اسفزارى

مقدمه 36

روضات الجنات في اوصاف مدينه هرات ( فارسى )

ياد باد آنكه سر كوى توام منزل بود * ديده را روشنى از خاك درت حاصل بود سروده است : حل هرنكته كه بر پير خرد مشكل بود * آزموديم بيك قطرهء مى حاصل بود گفتم از مدرسه پرسم سبب حرمت مى * در هركس كه زدم بى خود و لايعقل بود خواستم راز دل خويش بگويم با شمع * داشت او خود به زبان آنچه مرا در دل بود در چمن صبحدم از گريه و از نالهء من * لالهء سوخته خون در دل و پا در گل بود آنچه از بابل و هاروت روايت كردند * سحر چشم تو بديدم همه را شامل بود دولتى بود تماشاى رخت مهرى را * حيف و صد حيف كه اين دولت مستعجل بود « 1 » و از جمله خطاطان و خشنويسان دربار هرات : شاهزاده ميرزا بايسنقر ، مولانا معروف ، مولانا شمس الدين الهروى ، مولانا جعفر تبريزى ، مولانا اظهر ، مولانا شهاب الدين عبد اللّه ، مولانا شيخ محمود ، مولانا پيرعلى هروى ، مولانا عبد اللّه پسر پيرعلى هروى ، پيرعلى هروى واضع و مبتكر خط نستعليق ( نسخ تعليق ) بوده است ، او مدت پنجاه سال در شهر هرات مشغول تعليم خط بود ، و در خط نستعليق شاگرد سلطان على مشهدى بود ، اما پس از مدتى از نگارش اين خط بر استاد خويش تفوق و برترى يافت . پيرعلى هروى در سال 935 در هرات درگذشت .

--> ( 1 ) - تذكرة الشعراء مرآة الخيال - امير شيرعلى خان - مجالس النفائس امير عليشير - خيراة حسان - اعتماد السلطنة .